بدهکارم به خودم...

ی احساسی تو اعماق وجودم اون جایی که خوب بلده به همه چی و همه کس شک کنه و بریزه بهم میگه این راه راه سختیه راه تو نیس یا اگرم باشه نووش نمیشه همش نیشه ... پستی و بلندی زیاد داره ولی پستیاش بیشتر از بلندیاشه خیلی دوست داشتم وقتی به کردار و رفتارم نگاه میکردم حس خوبی بهم دست بده ولی این احساس ناکردار هنوز یاد نگرفته با بد و خوب زندگی برخورد کنه حلشون کنه بی مهابا نباشه , واای چقد دوران بچگی راحت بودیم مثل کوه محکم و استوار بودیم الان به پخی از جا میپریم به فوتی بر باااد... زندگیم دست خوش ناملایمات روزگار گیر افتاده هرجوریم درش میارم نمیشه اون اثر خودشو گذاشته...

من به خودم بدهکارم .... به این همه خوبیم به این همه مهربونیم به این همه احترام گذاشتنا به این همه وفاداری به این همه چشم پوشی به این همه سایه روشن بازی کردنا... من چجوری ازین همه سیاهی دنیا تاوان بگیرم, حق من این نبود, این همه ریا و دو رنگی این همه سنگ دلی... خدایا تموم شدم خدایا پشتم خالیه ... چرا دور و برمو پر از ادمای پرمدعا کردی مثل خووک میمونن... عاشق لجن و کثافتن, خدایا این دل کوفتی چی بود بهم دادی... خدایا بازم میگم شکرت دیگه تنهایی سنگین ترم تا با ی سری ادم مسخره و مغرور باشم اخ ک چقدر تنهاییم قد بزرگیت زیاده.......

 

 

 

/ 1 نظر / 18 بازدید
behdone

خداوند همیشه بهترین است.