شب عاشورای من..

دو سـال گـذشت گویی همه شهـر از رفتن تو سـرد شدند
همه یکــســـر بـا جــهـــان قـــهــــر شدند
دوسـال گذشت در همه عمـــرم این همه درد نبود
آینــه ام کــو؟ در رخ من ایــن همــه تغیــیــر نبود
همه آمـــــال و روانــــــم دود شدند
همه شـــوق و سـرورم همه فریــــاد شدند
شب ماتــم یا شب عشــق بـــازی نور
شــبِ شعــرِ نکـــن ای صبــح طلــوع
همه در گوشــم و ذهنــم پــروانــه شدند
شبِ عاشورای حسینی همه در وحشت این وضــع گذشت
همـــه نـــالان و پـــریـــشــــان گذشـــت
که با صبـــح فردا چــه کنیـــم؟ با دیـــدن پیــکر بـابـا چــه کنیــم؟
جـز واقعــه ی تـلــخ و غــم انگیــز حسیـــن
هیچ چیز تســکیـــن این دل رنـجــور نبود

ایــن قافــله ی عشـــق عــجــب زیـــبـــا است
کــه در آن جـــز راه طـــریـــقـــت نـبـود..


پ ن : شعر از خودم.. البته میدونم با شعر خوب خیلی فاصله داره!!

پ ن 2: با رسیدن سالروز فوت پدرم این شعر به ذهنم اومد..برا این روزا فقط باید سکوت کرد و نظاره گر شد..

/ 4 نظر / 18 بازدید
maryami

سلام شعرت خوب بود باریکلا[گل]

maryami

سلام مجدد عزیزم ممنون که اومدی من 6 سال پیش از دستش دادم اما انگار هر روز از دستش میدم انگار هر وقت که میفهمم حامیی ندارم از دستش میدم خدا رحمت کنه پدرتو[گل]

علی

مهم تأیید دیگران نیست، مهم حسیه که داشتی و نتیجه‌اش شده همین چند خطی که از سر دل بیرون اومده. قشنگ بود آرزوی رحمت الهی دارم برای پدرت ستاره جان

منصوره

سلام عليكم چطور مطوري دوست گلم؟ بيخود كرده هركي ايراد بگيره خيليم شعرت قشنگه خدا رحمت كنه پدرتو چقدر زود گذشت روحش شاد باشه اميدوار هيچ وقت غم نبيني اين روزا يادِ باباها خيلي پررنگ شده بابا بيخيال وبلاگ شو بيا فيس خيلي راحت تر و باحال تره منتظرتم [گل][قلب]