|
نویسنده : ستاره
|
نظرات () |
اول از همه به خاطر تاخیری که برا گذاشتن سفرنامه شد معذرت می خوام چونکه هنوز عکسا به دستم نرسیده ......... و اینکه بنویسم خیلی مثل عکس گویا و خاطره انگیز نیست حالا خبر دوم اینکه ممکن تو این هفته یا هفته دیگه بریم زیارت عتبات عالیات :)) عجب سفر تو سفری شد هنوز این سفرنامه رو تموم نکرده یه سفر دیگه جور شد ویزاها آمادس فقط مونده بلیط که اونم اگه مامانم اوکی بده حله :)
شاید رفتم و دیگه برنگشتم شاید یه بمب منفجر شد و ما رفتیم اون دنیا حالا بهشت و جهنمشو نمی دونم فقط پر می کشیم به سوی عالم باقی از دنیای فانی ... یعنی خوبه که یا صحیح و سالم برگردی یا بمیری دربوداغون نشی :) ... می دونستید ما عراق هم فامیل داریم :)) کربلا نجف ... کلا در همه جای دنیا فامیلا هستن... فقط بگید محلاتی تمومه :)) چه از خودش تعریف می کنه اییشششششش:) عمم هم داره میاد یعنی دیگه الان نجف رسیده از لندن با شوهرش برا زیارت رفته ماهم بهشون می پیوندیم برا فوت بابام نشد که بیان حالا اونجا همدیگرو می بینیم ...
بچه ها یه چیزی تو دلمه یه حس داغون کننده که با هیچی درست نمیشه نمی دونم چرا اینقدر اعصاب شدم با کوچکترین چیز به هم می ریزم .... احساس می کنم واقعا خراب شدم من اینجوری نبودم اینقدر بی خیال و خوش و راحت بودم یعنی الانم هستم ولی یه حساسیتی یه گیری نمی دونم این چیه از سال 90 افتاده به جونم با این که میشه گفت مشکلات اصلی حل شده ولی هنوزم اثراتش هست خداییییییییییا دارم میام پیش امام علی که می گن بابای ما شیعه هاس یعنی خوب میشم یعنی می تونم ترمیم درست و حسابی بشم نه اینکه با یه سفر خوب و بعدش همون آش و همون کاسه ... درسامم مونده اصن وقت نشده که قشنگ بشینم بخونم اینم میاد رو اعصابم آخه تو دیگه از کجا پیدات شد؟!!!!!!! هنوز روحم آروم نیست.. توجه کردین هرچی که به دنبالش باشی ازت فرار می کنه و تا دیگه بهش فک نمی کنی همش میاد سراغت تو حالا می خوای فراموش کنی می خوای بذاری کنار ولی خیلی تعجب آور میاد تو خوابت یا نشونه هایی که مربوطه به اونِ میاد جلو چشمات چه عجیب !!!!!! واقعا یعنی چی؟؟؟؟؟؟!!!!!
خدایا من چند بار اعتراف کنم تو که هر کاری خواستی با من کردی دیگه این روحیه رو نمی خوام می خوام کلا عوض شم می خوام یه کم سنگ شم که فک می کنم دارم میشم دیگه چیزی خیلی خوشحالم نمی کنه و یا خیلی ناراحت .. فقط یه حالت گذرا به اتفاقات اطرافم پیدا کردم که دیگه قابل تحمل نیست می دونی که ..... دستت درد نکنه ازت ناراحتم ازت به خاطر همه چی ممنونم و شکر می کنم می دونم خیلی دوستم داری ولی از قدیم گفتن تر و خشک باهم می سوزن ...... ماهم جزو همونا ... راهم جدا نیست که... مثل افراد قایق که یه نفر داشت جای خودشو سوراخ می کرد ولی نمی دونست که فقط به خودش صدمه نمیزنه و بقیه کسایی که باهاش هستن هم دچار و غرق میشن.... خدایا من نمی تونم ببینم به خاطر اشتباه یه نفر همه اذیت شن یا خودت درستش کن یا بهش بفهمون که کارش اشتباس .... در اشتباه بودنش هم خودش شکی نداره پس به اونم به حل و درست کردن اشتباش کمک کن......
نظرات ()








